سه شنبه 11 مهر 1391برچسب:, |
|
باب افسنجی |
 |
دیروز ما بعد از مدتها کانال پرشین تون رو پیدا کردیم ودخترمون کلی حال کرد.
حتی من وبابایی که داشتیم کمی مطالعه می کردیم.با یه نقاشیش که از باب افسنجی کشیده بود شوکه شدیم.
بعد یه تبلیغی داشت نشون میداد راجع به آواتار(من اتفاقی شنیدم)
چندساعت بعد میگه حیف باشه مامانی کاش باباطار نمیمرد!!!!
من : چرا مامانی (من توذهنم شاعر همدانی تبار باباطاهر بود چون قبلا هم راجع به این شخص حرف زده بود )مگه میخواست چه کار کنه
دخترکم: آخه جهانو آباد میکرد !!!!وهمه جا صلح وصفا میشد
بعدا فهمیدم این داره آواتارو میگه (تقریبا دوساعتی از تبلیغش میگذشت منم در حین مطالعه به گوشم خورده بود)
|
|
|
|
|